تبليغاتX
آرین شعر2

 سلام من آرینم/ http://myaryan.mihanblog.com//لینک وبلاگم توی وبلاگ مامانم آرین شعر/ http://aryanpoem.persianblog.com// هست مامانم می گه منو خیلیا می شناسن دوستای مامان که زنگ می زنن خونه اول با من صحبت می کنن مامانم میگه زیباترین دختر دنیام/ http://myaryan.multiply.com// من ومامانم خیلی به هم وابسته ایم من هر وقت می خوام شیرین زبونی کنم  می گم ((مامان من بدون تو نمی تونم زندگی کنم)) مامانم منو بغل می کنه می بوسه ومی گه((منم دخترم منم))وبعدش/نمی دونم چرا؟/گریه می کنه گاهی هم منو الکی یهو بغل می کنه ومی زنه زیر گریه وقتی مامانم گریه می کنه خیلی دلم می گیره من ما مانمو خیلی دوس دارم اون هر کاری می کنه به خاطر منه این شعرم پار سال رفته بود امام رضا نوشته واسه امام رضا می گه به یاد تو افتادم تو حرمو نوشتمش بخونین راستی مامانم قول داده امسال منو هم ببره امام رضا هر کی اونجا باشه می بینمش بازم میام فعلا به قول مامان یا علی

سلام آقای همیشه مهربون
دل من تنگ شده بازم واستون
خسته ام مثل همیشه اومدم
با یه دنیا حسرت وغربت وغم
اومدم درد دلامو گوش کنی
قصه ی بی کسیامو گوش کنی
اومدم سر بزارم رو دامنت
گم بشم تو سایه های روشنت
اومدم دست تو قفل و واکنه
پرامو دستای تو شفا کنه
جوجمو بسپرمش دست شما
این تو این جوجه ی من اینم خدا
جوجم از گرگا می ترسه آقا جون
از شب فردا می ترسه آقا جون
اینجا مردم ما رو باور ندارن

به پرامون همیشه سنگ می زنن
مردم از مردن هم نون می خورن
تو شب تشنگیشون خون می خورن
شب و تو چشمای هم جار می زنن
دلای خستمونو دار می زنن
جوجه رو رو پر بابا می کشن
زیر چکمه ی هیولا می کشن
واسه پر زدن هوانیست آقا جون
نکنه اینجا خدا...آقا جون!!!!!!!!!
آقا جون پنا بده خستگیمو
زخمای عمیق پر بستگیمو
کمکم کن دوباره پر بگیرم
کنار تو توضریحت بمیرم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 10:12  توسط آرین ومامان   |